زندگینامه شهید میرسیار را در کتاب اینجا بالای تل، تکفیری ها می رقصند بخوانید

به گزارش بلاگ پو، به گزارش خبرنگاران ، بالای تل چه دیدنی شده! اینجا رقیه ای به اسارت نرفته، یزیدی به عمارت. اینجا سری به نیزه بلند نمی گردد. اینجا روی بدن هایی اسب نتاخته ... بالای تل چه دیدنی شده! احسان، دیگر عاقبت به خیر شده. مادرش خواب عاقبت به خیری اش را از کودکی دیده بود. کجایی مادر؟ خوابت چه خوب تعبیر شد! تو را از اول مدافع حرم آفریده بودند. بالای تل چه دیدنی شده! اصلاً این راز عاشقی ست. هرکس به سینه اش تمنای شهادت دارد، بهای آن را می پردازد. بهای عاشقی، شهادت است.

زندگینامه شهید میرسیار را در کتاب اینجا بالای تل، تکفیری ها می رقصند بخوانید

کتاب اینجا بالای تل، تکفیری ها می رقصند نوشته شیرین زارع پور شامل زندگینامه شهید مدافع حرم سیداحسان میرسیار به تازگی توسط نشر 27 بعثت منتشر و راهی بازار نشر شده است. این کتاب نهمین عنوان از مجموعه مدافعان حرم است که این ناشر چاپ می نماید.

شهید احسان میرسیار، فرزند اصغر میرسیار از پاسداران سپاه بود که سال 59 به دنیا آمد و پس از ورود به سپاه و دیدن آموزش های مختلف نظامی، به عنوان یکی از نیروهای مدافع حرم لشگر 27 محمد رسول الله (ص) به سوریه اعزام و بهمن ماه سال 94 به شهادت رسید. تا دو ماه تصور می شد این شهید به اسارت نیروهای داعش درآمده اما پس از این مدت مشخص شد شهید و مفقودالاثر است. میرسیار هنگام شهادت همراه با چند رزمنده دیگر ایرانی، سوری و افغانستانی بود و پیکرش پس از دو سال پیدا و به ایران منتقل شد.

کتاب اینجا بالای تل، تکفیری ها می رقصند دربرگیرنده زندگینامه شهید میرسیار با روایت هایی از دوستان و خانواده اوست که در قالب 12 فصل گردآوری و تدوین شده اند. پس از این فصول، وصیت نامه شهید و عکس ها و اسناد مربوط به وی نیز درج شده است.

عناوین 12 فصل این کتاب به ترتیب عبارت اند از: میانه اردیبهشت، قصه از اینجا آغاز شد، مقدمات سفر بهشت، صبح شیرین دمید، حرف های خودمانی، یک برگ از اخلاص، به نام عشق، به نام جنون، دلتنگی به سرانجام می رسد، از دوکوهه تا آسمان، پای عهد می مانم، چندقدم بیشتر نمانده، تا تلِّ هوبر.

در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

چنگیزی، مهماتم تموم شد! کاری نمی تونم بکنم، محاصره یم! 10:10 دقیقه دوباره تماس گرفت. پشت بی سیم یک نفر عربی فحش می داد. چنگیزی فکر کرد اشتباه گرفته اند. بی سیم را داد به یکی از سوری ها.

ببین محمود طبق چی می گه؟! بی سیم را گرفت. دید یک نفر از آن طرف بی سیم، آغاز نموده به فحش دادن. چنگیزی باورش نمی شد بی سیم افتاده دست مسلحین. یعنی تل سقوط نموده. حمیدرضا و اسماعیلی، بچه ها را برده بودند عقب. اسماعیلی پیشنهاد داد برگردند و منطقه را ناامن نمایند تا محاصره تل بشکند. 23 به سمت احمد اسماعیلی شلیک می کرد. سقف ساختمان ها فرو می ریخت. احمد اسماعیلی و یاسر زخمی شدند. محمدرضا با دوربین قناسه هنوز نظاره گر تل بود. از هر طرف ده نفر بالا می آمدند. با مسئول قرارگاه تماس گرفت. لحظه ای بعد، یک هواپیمای روسی برای بمباران بالای تل آمد. اما دیر شده بود.

همه روی تل آسمانی شده اند. هرکدام گوشه ای افتاده اند. تکفیری ها تل را گرفته اند. به پیکرها رحم نمی نمایند. رحم نمی نمایند که به رگبار می بندند.

کتاب اینجا بالای تل، تکفیری ها می رقصند با 288 صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت 35 هزار تومان از سوی انتشارات 27 بعثت منتشر شده است.

abanhome.com: گروه ساختمانی آبان: بازسازی ساختمان و تعمیرات جزئی و کلی و طراحی ویلا و فضای سبز و روف گاردن، طراحی الاچیق، فروش درب های ضد سرقت

منبع: ایبنا - خبرگزاری کتاب ایران
انتشار: 25 دی 1400 بروزرسانی: 25 دی 1400 گردآورنده: blogpo.ir شناسه مطلب: 44191

به "زندگینامه شهید میرسیار را در کتاب اینجا بالای تل، تکفیری ها می رقصند بخوانید" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "زندگینامه شهید میرسیار را در کتاب اینجا بالای تل، تکفیری ها می رقصند بخوانید"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید