من، آفریننده شخصیت هایم هستم

به گزارش بلاگ پو، به گزارش خبرنگاران مجموعه سه جلدی بیزبیزپشه، اثر طاهره ایبد درباره متولدشدن تعدادی پشه است که در جریان کشف و شهود دنیای اطراف خود، در جهت آموزش فلسفه و زندگی و مهارت ها به خردسالان حرکت می نماید.

من، آفریننده شخصیت هایم هستم

طاهره ایبد، متولد سال 1342 در سال 1363 اولین کتاب خود صالح را به وسیله کانون پرورش فکری بچه ها و نوجوانان منتشر کرد. از آثار او می توان به الم شنگه، دور گردون، کاش آدم عظیم ها نی نی شوند، شیشه های شکسته، خروس جنگی، باغچه توی گلدان، آخرین نامه، به هوای گل سرخ، سمنوی دیگ چاقالو، پیه چیه، عابربانک صورتی و گرگ قرمزی عناوین بعضی آثار اوست. ایبد برنده چندین جایزه شده و به اسم کارشناس، داور و مدرس ادبی فعالیت های متعددی داشته و دارد. وی تا به امروز نزدیک به صد اثر در حوزه عظیمسال، کودک و نوجوان منتشر نموده و جوایز متعددی هم از جشنواره های مختلف کسب نموده است. ایبد در حوزه کودک و نوجوان فعالیت جدی دارد و در جشنواره های مختلفی داوری بخش کودک و نوجوان را بر عهده داشته است. از جمله جوایز او می توان به جایزه کتاب سال کانون پرورش فکری، 1391، اثر برگزیده؛ دیو سیاه دم به سر، جشنواره مطبوعات، 1395، اثر برگزیده؛ دلقک دریایی، جشنواره خاتم، 1396، رتبه اول داستان کودک؛ سه مسافر عجیب، 1396، دریافت تندیس پری زغالی و بعلاوه رمان برگزیده از سوی نوجوانان استان کرمانشاه، برای رمان پریانه های لیاسندماریس و ... .

به بهانه انتشار مجموعه کتاب بیزبیزپشه در انتشارات سوره مهر، با خانم طاهره ایبد گفت وگویی ترتیب داده ایم.

مجموعه سه جلدی بیز بیز پشه، از زبان حشرات روایت شده، زبان خاص ویژه داستان جدا از متن داستانی جذابیت خاصی را برای بچه ها خلق نموده است . این زبان روایت در ارتباط گیری بچه ها با داستان تا چه میزان موثر لست؟

یکی از عنصرهایی که از یک داستان، ادبیات (Literary Fiction) می سازد و آن را از داستان تجاری جدا می نماید، زبان و نثر است. در داستان تجاری، صرفا داستان و پیرنگ مهم می شود و تکیه بر داستان گویی است؛ اما در داستان ادبی نثر و زبان، در کنار سبک، شخصیت، فضا، درونمایه و... اهمیت خاصی پیدا می نماید. در واقع متن (نثر و زبان) به میزان خودِ داستان اهمیت دارد و صرفا ابزاری برای روایت ماجرا نیست.

وقتی مخاطب اثر، کودک است، زبان، افزون بر کارکرد زیبایی شناختی و ایجاد لذت خواندن در خواننده، در پرورش قوه تخیل، رهاسازی او از چارچوب های بسته زبان آموزشی تاثیرگذار است. خلق زبان خاص برای شخصیت ، او را از سایر کاراکترها متفاوت می نماید، او را از تیپ شدن دور می نماید، شخصیت را زنده و باورپذیر و ملموس می نماید؛ و چون به خواننده فرصت کشف و ابداع واژه می دهد، برای او لذت بخش تر می شود.

به نظر من، زمانی زبان خاص کاراکتر، می تواند برترین کارکرد را داشته باشد که نویسنده در فکر خود، برای ساخت آن، قاعده و دستور تعیینی طراحی نموده باشد. زمانی که داستان ها در مجله رشد نوآموز چاپ می شد، بازخوردهای زیادی از آن داشتیم؛ یک بار به طور تصادفی به وبلاگی برخوردم که مادری نوشته بود:

از وقتی داستان های بیزبیزپشه را برای دوقلوهایم می خوانم، زبان آن ها عوض شده و بچه ها با خاله شان به همان زبانی حرف می زنند که پشه های داستان حرف می زنند.

فرهنگ لغت دوقلوها و خاله فهیم بیز بیزی

داده بیز: داشته باش

چی بیز: چی هست؟

نمی بیزی: نمی فهمی

ولش بی بیز: ولش کن

خنگ بیز: بووق

داستان از این قراره: تعدادی پشه به دنیا می آن و تمام حر ف هاشون بیزبیز داره و شدیدا هم نویسنده محترم این قسمت خوب تونسته هر ماه این رو ادامه بده. طوری که کل اعضای خونواده منتظر اومدن مجله باشیم تا اول ادامه بیز بیزپشه ها رو بخونیم، اون هم با یه رسم خاص، خاله فهیم و دوقلوها دراز به دراز کنار هم قرار می گیرن و با تقلید صدا؛ دقیقا تقلید صدای پشه ها همش بیزبیز می کنن و کل جمع از هر جای اتاق بالا سرشون سبز می شن و فقط می خندن، فقط خواستم بگم خانم طاهره ایبد خیلی سپاسگزارم بابت قلم خوبت، پسرام که چه عرض کنم، خودم بخاطر فضای شادی که مهمونمون می کنی، خیلی دوسش داریم.

حالا همه به بیبیز تا بیربیز دیگر

این داستان ها، پیش از این که کتاب شوند، هر ماه در مجله رشد نوآموز چاپ می شدند؛ چون مجله های رشد، سه ماه تابستان منتشر نمی شدند؛ داستان ها در 9 قسمت نوشته شدند. اتفاق جالبی که افتاد، پیش از رسیدن به چند شماره آخر، تماس های زیادی با دفتر مجله گرفته شد و از طرف بچه ها نامه های زیادی به دفتر مجله رسید که خواسته بودند سال تحصیلی بعد هم این داستان ها ادامه پیدا کند. فکر می کنم نخستین بار بود که چنین اتفاقی در مجله های رشد می افتاد. البته زمانی که قرار شد آن ها را به ناشر بدهم، دوباره روی آن ها برگشتم و پنج داستان به این مجموعه اضافه کردم.

کشف و شهود دنیای اطراف از زمینه های رشد فلسفی در بچه ها است. این کشف و شهود در داستان های بیز بیز پشه چطور رخ داده است؟

این مجموعه را من مدیون چند پشه واقعی هستم. یک شب در کتابخانه ام مشغول نوشتن داستان بودم. بدجوری پشه ها به جانم افتادند. کلافه ام کردند. نمی دانستم چه کار کنم. فکر کردم کاش می شد برایشان قصه بگویم تا سرشان گرم شود و دست از سرم بردارند. همان لحظه جرقه داستان زده شد. چند روزی درباره پشه ها تحقیق کردم و انتها، داستان با همان ایده قصه گویی برای پشه ها نوشته شد؛ اما به جای من، یک تیر چراغ برق که از وزوز پشه ها کلافه شده، شروع به قصه گویی برای آن ها می نماید. این ایده، و اینکه تیرچراغ برق داستان را با همان عبارت آشنای یکی بود، یکی نبود، شروع می نماید، منجر به کشف پیرنگ، درونمایه و دنیا بینی فلسفی داستان شد.

تمام چیزهایی که از زمان تولد بارها و بارها می شنویم و می بینم؛ برای ما تبدیل به امری بدیهی می شوند. امر بدیهی، پرسش برانگیز و چالش برانگیز نیست و برای ما کشمکش فکری ایجاد نمی نماید؛ اما واقعیت این است که بسیاری از این بدیهیات، امر بدیهی نیستند و می توانند پرسش برانگیز شوند؛ اما چون مدام با آن ها روبه رو می شویم، آن ها را نمی بینیم و نمی شنویم. یکی بود، یکی نبود هم از همین جنس است. برای موجودی که تازه متولد شده و این عبارت را پیش تر نشنیده، پرسش ایجاد می نماید. این اتفاق برای پشه ها می افتد. با شنیدن این عبارت، آن قدر برایشان سوال پیش می آید که دنبال قصه نیستند و می خواهند پاسخ پرسش شان را پیدا نمایند؛ چرا یکی بیز، دو تا نبیز؟ اونی که بیز کی بیز، اونی که نبیز، کی بیز؟ و سوال های دیگر.

همین پرسش ها باعث می شود آن ها قصه زندگی خودشان را بسازند.

زاویه هستی شناسی پشه ها، منِ آن هاست؛ چرا من محور می شود؟ چون پشه ها تجربه زیسته ای که منجر به آگاهی شود، ندارند. آن ها همه چیز را از دید خودشان می بینند و می شنوند و به سوال می رسند و در راستا جست وجو برای یافتن پاسخ، چیزهای را کشف می نمایند و پرسش های تازه ای برایشان شکل می گیرد و این پرسش ها آن ها را به حرکت و کنش وامی دارد و انتها به تغییر شخصیت آن ها می انجامد.

سوالاتی نظیر وجودداشتن و هستی شناسی و چرایی ها، چه تاثیری در رشد بچه ها دارد؟

چیزی که انسان را به حرکت و کنش وامی دارد، پرسشداشتن است. پرسش و کنش می تواند به رشد و تکامل فرد و در نتیجه، رشد جامعه انسانی منجر شود. پرسش داشتن بسیار مهم تر از خودِ پاسخ است. کودکی که پرسشگر، عظیم می شود، به راحتی هر چیزی را نمی پذیرد، پیرو بی چون و چرا نمی شود، قدرت تحلیل پیدا می نماید و به تفکر منطقی، تفکر انتقادی و تفکر خلاق می رسد، در نتیجه هویت فردی پیدا می نماید. هویت فردی به زبان ساده، یعنی می دانیم که هستیم و چه می خواهیم. همین.

اما برای رسیدن به این مهمِِ ساده، باید در راستا درست حرکت کرد، و داستان، می تواند یکی از واگن های قطاری باشد که شانس رسیدن کودک به ایستگاه هویت را بالا می برد.

مفاهیم سخت فلسفی را چطور در قالب طنز برای بچه ها ارائه نموده اید؟

به نظرم بچه ها دیدگاه فلسفی دارند و به مرور عظیمسالان و سیستم آموزشی، این دیدگاه را از آن ها می گیرند و آن ها را وارد کارخانه سری سازی می نمایند. این یک نکته. دیگر این که کار من به اسم نویسنده، دو مرحله مهم دارد: یافتن ایده طنز و خلق شخصیت طنز. پس از آن، این من نیستم که داستان را می نویسم و پیش می برم؛ شخصیت ها هستند که داستان را رقم می زنند. زمان نگارش داستان، منِ نویسنده نیستم که خودم را جای شخصیت ها می گذارم و داستان را از دریچه نگاه خودم روایت می کنم، کاراکترها هستند که یکی یکی در من حلول می نمایند و من را وامی دارند تا از زاویه دید آن ها دنیا داستان را بسازم.

من، آفریننده شخصیت هایم هستم، آن ها را خلق می کنم؛ اما برایشان سرنوشت (نوشت، به مفهوم فعل گذشته برای سوم شخص) تعیین نمی کنم، شخصیت هایم سرنویس (نویس را فعل دستوری بگیرید: بنویس) دارند؛ اختیار زندگی شان را به خودشان می سپارم. خودشان ماجراها را برای خودشان رقم می زنند.

سوال و جواب میان بچه ها در آنالیز دنیای اطراف از سال ها قبل در کشورهای دیگر شروع شده؛ بحث فبک بچه ها در ایران نوپاست. چه اقداماتی علاوه بر کتاب ها می توان پیشنهاد داد؟

این اتفاق و برنامه ها و کوشش هایی که در این حوزه انجام می شود، حرکتی ارزشمند است و قطعا هرچه پیش برود، راستا خودش را بهتر پیدا می نماید و اثربخشی اش بیش تر می شود. ایراد من به بخش آثاری برمی شود که با اسم داستان های فلسفی نوشته می شوند و در کارگاه ها با بچه ها کار می شود. در بسیاری از این آثار مضمون فلسفی و پرسشگری بر داستان غالب شده و داستان تا حدی رنگ خود را باخته است. به راحتی تعیین است که اثر به چه منظوری و برای چه مضمونی نوشته شده و در واقع، وجه آموزشی آن بر داستان می چربد. بهتر است این آثار در وهله اول داستان باشند تا خواننده را جذب خود نمایند. وقتی کودک با آن ارتباط برقرار کرد، فکرش درگیر مسائل و پرسش های فلسفی خواهد شد.

wonder-hanger.ir: واندر هنگر | مجله معرفی کالاها و خدمات و تولید داخلی

10az10.ir: مجله سرگرمی، مجله گردشگری، موفقیت، پزشکی، سلامت، مد و لباس

منبع: ایبنا - خبرگزاری کتاب ایران
انتشار: 14 مهر 1400 بروزرسانی: 14 مهر 1400 گردآورنده: blogpo.ir شناسه مطلب: 52381

به "من، آفریننده شخصیت هایم هستم" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "من، آفریننده شخصیت هایم هستم"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید